ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى

111

تاريخ اولجايتو ( فارسى )

شب بادى قوى برخاست و صاعقهء سخت بجست و جسرها بريده شد و هرچه على كوچك در كلك از موصل آورده بود همه غرق شد و على كوچك خائب و خاسر و كاسر با موصل گشت و به اربل رفت و در غزاى فرنگ مرديهاى عظيم كرد . نور الدين در اثناى عمارت قلعه وفات يافت ، پسر مهتر او زين الدين يوسف حاكم قلعهء اربل شد . ملك الناصر صلاح الدين يوسف بزرگ منشورى به توليت اربل و كوهستانى كه در حوالى و جوانب آنست به نام او بنوشت و بفرستاد و او هم در آن سال وفات يافت . در سنهء ست و ثمانين و خمسمائهء هلالى برادر او مظفر الدين كوكبيرى ابو سعيد در خدمت سلطان صلاح الدين مىبود ، اربل ازو درخواست ، منشورى به نام او فرمود و پيشتر ازين مقطع حران و رها ميبود ، آن را ترك گرفت و به اربل رفت و او دختر عادليان سام [ را ] در حبالهء عقد نكاح آورد و پدرش از جملهء جهاز و ساز فرنگ پانصد نفر اسير فرنگ به دختر داد 109 . اين فرنگان به اتفاق نصارى عمق خندق تمام حفر كردند ، و اربل را با شهرى معظم معتبر كرد و باروى آن را تمام كرد . خانقه ح ؟ ؟ ؟ 110 انشا و بر قلعه استقرار و تمكن يافت و لشكر اسلام برو جمع آمد و مأوى و موطن خود كرد . و بدر الدين لولو پادشاه موصل و ديار بكر معاصر او بود و او منقاد و مطواع خلفاى بغداد . با ملوك بزرگ پنجه زدى و بكوشيدى ، در سنهء ثمان و عشرين و ستمايه به شهر بغداد رفت پيش خليفه مستنصر ، و او بفرمود تا ارباب دولت به استقبال او مبادرت نمودند و به اعزاز و تعظيم بسيار به شهر درآورد و شهر زور و اعمال آن تا در بند قرابيلى به او مضاف و مسلّم شد ، و بعد ما كه چهل و يكسال پادشاهى كرده بود در رمضان سنهء ثلثين و ستمايه به شهر اربل وفات يافت . تابوتش به مكه بردند تا آنجا دفن كنند . آن سال قافلهء حج نرفت او را به مشهد على دفن كردند . خبر مرگ او به بغداد رسيد و چون او به طاعت خليفه رفته بود ، اربل در تصرف ديوان خلافت بماند . امير شمس الدين